
خاطرات

پیشگویی:
والده مامی گویدهنوزمن فرزندذکوری نداشتم،روزی درمنزل مرحوم حجت الاسلام آقاسیدحیدرپرپینچی که یکی ازتعزیه خوانان نامی کلنجین هم بودنشسته بودیم،ایشان کتابی نیز دردست داشت،روبه من کردوگفت:خداونددوپسربه شماعطامی فرماید،یکی ازآنان درراه خدابه شهادت میرسد.من عرض کردم آقااین مطلب یعنی چی؟فرمودندفقط خدامی داند،والله اعلم
فرستنده:مصطفی کربلایی

مرتضی درمرخصی آخری به نوعی ازشهادت خودخبرمی داد،
لحظه خداحافظی به من گفت:صدام جرأت کشتن منونداره،هروقت خبرشهادتم روشنیدی مطمئن باش صدام بانامردی وباشمیایی منوکشته است.
که گفته ایشان به وقوع پیوست وبابمباران شیمیایی به شهادت رسید.
فرستنده:مصطفی کربلایی

نیزایشان همیشه بعدازیک ماه به مرخصی می آمد،لحظه خداحافظی گفت:برادرایندفه زودبرمی گردم.
بله درست گفته بود،بعداز15روزپیکرمطهرش مقابل منزل مابود،
روحش شادویادش گرامی باد.
فرستنده:مصطفی کربلایی

پدر شهید کربلایی مرحوم حاج شعبانعلی تعذیه خوان قابل و خوش صدایی بودند.و تا زمانی که در کلنجین بودند بزاز یعنی پارچه فروش بودند .شهید مرتضی از جوانان خوشنام روستا بودند که به همراه خانواده از روستا مهاجرت کردند و همه ساله ایام محرم به همراه پدرش برای برگزاری مراسم تعذیه به روستا می امدند و چون پدرش سن بالایی داشت همیشه مراقب پدر بودند و در میدان تعذیه قدم میزدند کا هم که بچه بودیم سوتل میکردیم این کیست میگفتند پسر حاج شعبان و درجه دار است .جوانی بلند بالا خوش اخلاق جدی و فرزند کلنجین و پرچم افتخار ایران اسلامی یادش گرامی روحش شاد
فرستنده : اصغر قدیانی
